رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم...
با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم...
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه ...
رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...
ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته ...
خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟ میگه خط تلفن؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم...
کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟. . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه...
مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس...
ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟ پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک ...
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین...
کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار گفت واسه صبونه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون...
خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...
در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه...
تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم...
زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش...
کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام...
+ نوشته شده در جمعه ۱۷ تیر ۱۳۹۰ ساعت 2:47
توسط مینو سامان
|
به آرامي آغاز به مردن ميكني اگر سفر نكني، اگر كتابي نخواني، اگر به اصوات زندگي گوش ندهي، اگر از خودت قدرداني نكني.
به آرامي آغاز به مردن ميكني زماني كه خودباوري را در خودت بكشي، وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.
به آرامي آغاز به مردن ميكني اگر برده عادات خود شوي، اگر هميشه از يك راه تكراري بروي، اگر روزمرّگي را تغيير ندهي، اگر رنگهاي متفاوت به تن نكني، يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني.
تو به آرامي آغاز به مردن ميكني اگر از شور و حرارت، از احساسات سركش، و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش واميدارند، و ضربان قلبت را تندتر ميكنند، دوري كني.
تو به آرامي آغاز به مردن ميكني اگر هنگامي كه با شغلت يا عشقت شاد نيستي، آن را عوض نكني، اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نكني، اگر وراي روياها نروي...
"پابلو نرودا"
+ نوشته شده در سه شنبه ۷ تیر ۱۳۹۰ ساعت 23:38
توسط مینو سامان
|