پنجاه و سه
عادت یا عشق؟
چه فرقی دارند؟
مگر عشق همان عادت نیست؟
مگر عشق ،عادت به شنیدن،صدا ی گوشنواز یک نفر ،فقط یک نفر خاص
در میان این همه آدمی زادگان نیست؟
مگر عشق ،همان حس سعادتی نیست که با شریک شدن باقیمانده عمرت با یک آدم خاص رخ می دهد،
با آن شخص خاص ماندن،نفس کشیدن، خندیدن و گریستن ، و همدیگر را داشتن در میان این همه محرومیت و فقدان،
اینها همه عادات قشنگی است که عشق را می سازند،مثل:
عادت به خواندن پیامهای زیباو خوشایند از یک شخص ناشناس،در صبحی ملال آور
عادت به گرم شدن دل، بعد از این که از خودت میپرسی آیا کسی هست که به من بیاندیشد؟ و می دانی که هست،
همه این عادات زیبا عشقی زیبا می آفرینند ،
آرام ، ماندگار و دلگرم کننده.
عشق شاید به سادگی عادت داشتن به گفتن این جمله است که؛
«نازنینم با تو جهان خوشایندتر می شود»
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت