هشتاد وسه
… وقتی که پدرم مرد ، نوشتم : پاسبان ها همه شاعر بودند.
حضور فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه، آن طرف سکه بود و گرنه من میدانستم و میدانم که پاسبانها شاعر نیستند. در تاریکی آنقدر ماندهام که از روشنی حرف بزنم …
کتاب هنوز درسفرم ،سهراب سپهری
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت