توبه می کنم

گویا این شعر را داریوش خوانده شعر زیبایی است اما نمی دانم شاعرش کیست چند خط از آن را اینجا می آورم شاید در روزهای آخر سال این مناجات من باشد با "او"...

رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست
بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست...

از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی...
تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد...

عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست
وقتی شکنجه گر تویی ، شکنجه اشتباه نیست...

خانه تکانی

 امروز ایمیل زیبایی دریافت کردم بخصوص عکسش . گفتم بد نیست شما هم بخوانید .

"خانه دلت را بتکان

اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین

بگذار همانجا بماند

فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش

قاب کن و بزن به دیوار دلت ...

 هنوز دلت خاک دارد

یک تکان دیگر بس است...

حالا این دل جای "او"ست

دعوتش کن

این دل مال "او"ست...

حالا تو ماندی و یک دل

مشتی خاطره و یک "او"..."


نگو

      

نگو شب شده ...بگو صبح در راه است...

بهارم

بهارم دخترم از خواب برخیز ...