سیلی
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﺭﺍ " ﮐﻮﭘﺮﻧﯿﮏ " ﻧﻮﺍﺧﺖ . ﺍﻭ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﺮﮐﺰ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻧﯿﺴﺖ بلکه ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﺩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ.
ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﻧﻮﺍﺧﺖ . ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﻪ "ﺍﺷﺮف ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ" ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﺪ ، نشان ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺍﺧﺘﻼﻓﯽ ﺑﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ندارد.
ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﺭﺍ " ﻓﺮﻭﯾﺪ " ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺯﺩ . ﺍﻭ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻋﻘﻞ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ اﻧﺴﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ , ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﺑﺸﺮ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﻥ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ
و سیلی که امروز می بایست مردم خواب آلوده ی سرزمینهای به خواب رفته را بیدار کند این است که :
راه آزادی و مدنیت نه از خیابان با مشت های گره کرده، بلکه از آرامش کتابخانه ها می گذرد. برای همین است که کتابخانه ها در سرزمین های به خواب رفته امن ترین جا برای عنکبوت هاست.
کاش دوام بیاورم
را نخ به نخ دود می کنم
به امید سبک شدن
دردی که در جانم می پیچد
افسوس...
افعی وابستگی بر گردنم پیچیده،
ده سال
کاش می توانستم فراموش کنم
ای جماعت
می خواهم فراموش کنم
فقط فراموش کنم
فقط
فقط
فقط...
کاش دوام بیاورم
پنجره شکسته
به تکیدگی درختها در باغچه
و به بهانه های کوچک فریب خودم
و پنجره شکسته ای که مرا از آسمان
و پرندگان جدا می کرد
می اندیشم... ده سال است شکسته مانده،
سردم است،سوز زمستان از درز شکسته پنجره هوای اتاق کوچکم ،را یخبندانی کرده است...
خدای من دلتنگم،
خسته ام
از
دل بستن...
دل کندن ...
رسم خداوندگاری
چند بار آرزوی مرگ کرده ام؟ چند بار؟
فقط خدا می داند،خدایی که مرا نمی شنود،
در اوج درد و تنهایی همراهم نیست،اما در شادی های زود گذرم حضور دارد،
خداوندا این است رسم خداوند گاری؟
دام و دانه
عنقا که یابد دام کس در پیش آن عنقامگس
#
در این دام و در این دانه مجو جز عشق جانانه
مگو از چرخ وز خانه تو دیده گیر بامی را
مولانا
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت