خوب ترین حادثه
با همهی بی سر و سامانیام
باز به دنبال پریشانیام
طاقت فرسودگیام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنیام
آمدهام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی توفانیام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمدهام تا تو بسوزانیام
آمدهام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانیام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانیام
خوبترین حادثه میدانمت
خوبترین حادثه می دانیام
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیرزمانی است که بارانیام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنهی یک صحبت طولانیام
ها... به کجا میکشیام خوب من؟
ها... نکشانی به پشیمانیام
#محمد_علی_بهمنی
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹ ساعت 23:25
توسط مینو سامان
|
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت