- یه چیزی که روم خیلی تاثیر گذاشت این خانومه بود که بغلم نشسته بود و همه اش گریه می کرد. هر چی فیلم مزخرف تر میشد بیشتر گریه می کرد.آدم فکر میکرد چون آدم مهربونیه داره گریه میکنه ولی ازین خبرا نبود... یه بچه همراش بود که طفلک خیلی خسته شده بود و می خواست بره دستشویی ولی خانومه هی بهش می گفت آروم بگیره و مواظب رفتارش باشه. اندازه ی یه گرگ،مهربون بود. بعضیا اینطوری ان. واسه یه فیلم چرت وپرت اشک میریزن ولی در بیشتر موارد حرومزاده های پستی ان.دکتر نجومیان در باره سالینجر می گوید
"دنیای اصلی آثار سالینجر دنیای برزخ است یعنی جهانی است بین دو جهان و شخصیتهای داستانهایش نیز بیشتر در حال گذار از یک موقعیت به موقعیت دیگر هستند. دیگر اینکه این گذار همیشه با رنج همراه است. نکته سوم وجود "کودک نابغه" در آثار سالینجر است که در آن 2 شخصیت بزرگسال و کودک با هم گره خورده اند اما درعین حال این کودک نابغه با کسانی که به "بزرگسالان احمق" مشهورند در تقابل است.
اساساً عرفانی که سلینجر در آثارش مورد توجه قرار می دهد نه به آرامش، بلکه به تشویش و نگرانی می انجامد و او معتقد است که دلیل اصلی وجود اضطراب در شخصیتهای ما عدم تطابق ما با دنیای بیرون است.
عرفان آثار او به آرامش منتهی نمی شود و آدم هایش همواره در تشویش و نگرانی به سر میبرند. ریشه این اضطراب در تحمل ناپذیری دنیای بیرون است که انسان های خوب آن را تاب نمیآورند. روابط اعضای خانواده نیز در داستان های او شکننده و از هم گسیخته است و والدین هیچ گاه نجات دهنده بچه ها نیستند."
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت