در طول و عرض 
روحم قدم می زنی ،
می روی و برمی گردی
،روح لطیفم ،از جای پایت
فرو می رود
اما تو آنقدر سبکبالی
که  روحم تاب نمی خورد
  دوباره به جای خودش باز می گردد.
خانه ام،از تو و عطرت
انباشته شده
کلیدش را هم بگیر 
فروختم 
 به یک بوسه
مال تو ...