محبوبه من
هوا خنک و مرطوبه، همه جا ساکته... فقط گاهگاهی صدای سگها و شغالها از دور به گوش می رسه ...
اگه بدونی که این محبوبه شب لا کردار چه می کنه... از سر شب مست مستم .
سیامک هم از عشق می گوید و اینکه بیشتر وقتا دایره دوست داشتنی هاش چقدر بزرگ میشه...
امان از دست محبوبه شب...
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۹ ساعت 1:33
توسط مینو سامان
|
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت