عا شقانه
عشق من ما همدیگر را تشنه یافتیم و سر کشیدیم هر آنچه که آب بود وخون ما همدیگر را گرسنه یافتیم و یکدیگر را به دندان کشیدیم آن گونه که آ تش می کند و زخم برتن مان می گذارد. ... اما در انتظار من بمان شیرینی خود را برایم نگهدار. من نیز به تو گل سرخی خواهم داد. ... نان را از من بگیر، اگر می خواهی هوا را ازمن بگیر،اما خنده ات را نه. . . ... در بهاران، عشق من خند ه ات را می خواهم چون گلی که در انتظارش بودم ...نان را ،هوا را روشنی را،بهار را از من بگیر اما خند ه ات را هر گز تا چشم از دنیا نبندم . " پابلو نرودا"
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت