کریم
نقل است که شبی نماز همی کردی.
آوازی شنود که: « هان ، بوالحسن ، خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟»
آوازی شنود که: « هان ، بوالحسن ، خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟»
شیخ گفت :
« ای بار خدای ْ، خواهی تا آنچه از رحمتِ تو
می دانم و از کرم تو می بینم ،
با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجودت نکند؟»
آواز آمد: « نه از تو ، نه از من».
تذکره الاولیاء
ذکر ابوالحسن خرقانی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷ ساعت 5:24
توسط مینو سامان
|
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت