چند شب پیش فیلم زیبایی دیدم بنام loving محصول ۲۰۱۶ آمریکا
داستانی واقعی از ازدواج زنی رنگین پوست با مردی سفید پوست در یکی از ایالات آمریکا ،که به دلیل حکم دادگاه و مردود شمردن ازدواج آنان مجبور به ترک ایالت وشهر و دیارشان می شوند ،چندین سال دور از خانواده روزگار می گذرانند تا آن که با کمک دو وکیل می توانند پرونده اشان را به عالیترین مقام قضایی برسانند و حکم اولیه را باطل و به شهر خود باز گردنند.آنها طی این چند سال صاحب سه فرزند می شوند، فرزندانشان دورگه هستند ،مرد سفید پوست عاشق همسر و فرزندانش هست و هرگز از عشق بی شائبه به آنان دست نمی کشد و در برابر ،اعتراض چند نفری که بر او خرده می گیرند که چرا با زنی رنگین پوست ازدواج کرده و خود را به دردسر انداخته ،فقط یک جمله پاسخ می دهد ،
«همسرم را دوست دارم»
عشقی فراتر از نژاد، رنگ، سن و سال ...
عشقی زیبا ،
نه به دلیل آغوش و بستر ،
نه بخاطر رفع نیاز ،
نه برای هر چیز دیگر
بخاطر ذات خود خود عشق
ذات دوست داشتن ،حتی بدون دریافت پاسخی برای دوست داشته شدن،
بی شائبه،
بی نیاز
بی دلیل
بی بهانه
لطیف ،لطیف،لطیف،لطیف،
خودم را،دلداری می دهم ،نا امیدنشو، دست نکش ، خسته نشو ،برخیز
بشتاب ،تلاش کن ،بخاطر همه کسانی که تورا دوست داشتند ،بی هیچ دلیلی...
گرچه دنیای وارونه، گاهی پلشت و زشت داریم و روز به روز سخت تر می شود
اما
می شود
می توان
ممکن است... رها ،رهاتر ،رهاترین
دست می شویم از دلیل و بهانه و نیاز ...