مارشال

مارشال توله سگ دو ماهه گریت دین که خیلی دوستش داشتیم مُرد. خیلی اتفاقی و در عرض چند ثانیه بر اثر تصادف با ماشین . نمی دونم چرا اینقدر بهش دلبسته شده بودم...

با شیشه بهش شیر می دادم و بیشتر اوقات توی بغلم بود و صدای ضربان تند قلبش رو می شنیدم. سیاه بود و با هیکلی درشت. جز خود ما هیچکس دیگه اون رو زیبا نمی دید. خیلی عزیز بود به اندازه بچه ای که نداشتم و می تونستم داشته باشم...

سیامک روی خاکش یه شاخه گل سرخ گذاشته. دائم به این فکر می کنم که اون الان کجاست و به اندازه ما که دلتنگش هستیم دلتنگ ما هست یا نه؟

جوجه ها

مدتی است که برای ابراز احساساتم تا حدودی محافظه کار شدم...

فکر می کنم کلا آدم احساساتی هستم اما می دانم که دوره احساسات غلیظ داشتن گذشته و برای آنکه متهم به احساساتی گری افراطی نشوم کمی در بروز احساساتم محتاط شدم...

 گاهی فکر می کنم لانهُ پرنده ای پر از تخم و جوجه پرنده روی سرم قرار داره که برای آنکه بلایی سر جوجه ها نیاید مجبورم آهسته حرکت کنم که اگر تند بروم یا بدوم جوجه ها می میرند...حس غریبی است باور کن...

محبوبه من

هوا خنک و مرطوبه، همه جا ساکته... فقط گاهگاهی صدای سگها و شغالها از دور به گوش می رسه ...

اگه بدونی که این محبوبه شب لا کردار چه می کنه... از سر شب مست مستم .

 سیامک هم از عشق می گوید و اینکه بیشتر وقتا دایره دوست داشتنی هاش چقدر بزرگ میشه...

امان از دست محبوبه شب...

شجاع


يکي از دبيرستان هاي تهران هنگام برگزاري امتحانات سال ششم دبيرستان به عنوان موضوع انشا اين مطلب داده شد که:

 ''شجاعت يعني چه؟''

 محصلي در قبال اين موضوع فقط نوشته بود :

 '' شجاعت يعني اين ''

و برگه ي خود را سفيد به ممتحن تحويل داده بود و رفته بود !

  اما برگه ي آن جوان دست به دست دبيران گشته بود و همه به اتفاق و بدون ...استثنا به ورقه سفيد او نمره 20 دادند

  فكر ميكنيد اون دانش آموز چه كسي مي تونست باشه؟

 

دکتر شریعتی!

بی نهایت در دست من

جهان محور و معنایی دارد. زندگی همواره به سوی نظم و پیچیدگی پیش می رود هر مولکول می داند که مولکولهای دیگر مانند خود او چه می کنند. هرچند فاصله های عظیمی داشته باشند. مولکولها با هم پیوند برقرار می کنند.

هر یک از اجزا این جهان حاوی کل است هر چیزی آینه تمام نمای باقی دیگرست. فنجان قهوه بر روی میز، جامه هایی که می پوشیم،... تمام اشیا حاوی کل در خویشند. یک تبادل چند جانبه و اسرار آمیز میان اتم های جهان برقرار است.

تمام بی نهایت در گودی دست ماست.

"خدا و دانش"  ژان گیتن

 ترجمه محمدمهدی فولادوند

بهترين دين کدام است؟

لئوناردو باف يک پژوهشگر دينى معروف در برزيل است. متن زير، نوشته اوست:
در ميزگردى که درباره «دين و آزادى» برپا شده بود و دالايى‌لاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوى، و البته کمى بدجنسى، از او پرسيدم: عالى جناب، بهترين دين کدام است؟
من فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودايى» يا «اديان شرقى که خيلى قديمى‌تر از مسيحيت هستند.»
دالايى‌لاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به چشمان من خيره شد ... و آنگاه گفت:
«بهترين دين، آن است که شما را به خداوند نزديک‌تر سازد. دينى که از شما آدم بهترى بسازد.»
من که از چنين پاسخ خردمندانه‌اى شرمنده شده بودم، پرسيدم:
آنچه مرا انسان بهترى مى‌سازد چيست؟
او پاسخ داد:
«هر چيز که شما را دل‌رحم‌تر، فهميده‌تر، مستقل‌تر، بى‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئوليت‌تر و اخلاقى‌تر سازد.
دينى که اين کار را براى شما بکند، بهترين دين است»