ومن به مولانا ایمان دارم
مادر بزرگم در بیمارستان بستری است،امیدی به بهبودش نیست،همه دارن خودشون رو برای خواب ابدی او آماده می کنند،برای من اینکه او چند سال دارد و اینکه نزدیک یک قرن زندگی کرده مهم نیست و این نظربعضی ازنزدیکان که مادربزرگ به دلیل سن زیاد لایق مرگ است قانع کننده نیست. ..دوستش دارم وفقدانش برایم خیلی دلتنگ کننده است...برایم این که یک زندگی با هزاران شادی و غم و مصیبت و خستگی و حسرت و دلخوشی وهزاران امید وآرزودر حال پایان است مهم است...دوست دارم باور کنم که او بعد از مواجه با مرگ به دیدار جانان می رود وحتما روزگار بهتری از اینجا در انتظارش است...چرا که مولانا وعده داد...
"بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید"
ومن به مولانا ایمان دارم...
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت